طی چند هفته گذشته، روایتی رو به رشد شکل گرفته است که استدلال میکند هوش مصنوعی میتواند اقتصاد را بیثبات کرده و مدلهای کسبوکار کامل را مختل کند. هفته گذشته، من دیدگاه خود را منتشر کردم که هوش مصنوعی به احتمال زیاد یک انقلاب بهرهوری خواهد بود تا یک فروپاشی اقتصادی.
اما این به طور خاص برای بازارهای آنلاین چه معنایی دارد؟
بسیاری از بنیانگذاران میپرسند:
- آیا مدلهای زبان بزرگ (LLM) کشف را به دست خواهند گرفت؟
- آیا هوش مصنوعی نرخ کارمزد را کاهش میدهد؟
- آیا ترافیک از پلتفرمها دور میشود؟
- بازارهای آنلاین در دنیای مبتنی بر هوش مصنوعی چقدر قابل دفاع هستند؟
در این قسمت، من به موارد زیر میپردازم:
- چرا بیشتر ترسها در مورد حذف واسطهها توسط هوش مصنوعی در بازارهای آنلاین اغراقآمیز است.
- کجا هوش مصنوعی حاشیه سود بازارهای آنلاین را تهدید میکند.
- مزایای ساختاری که بازارهای آنلاین حفظ میکنند.
- فرصتهای فوری که هوش مصنوعی برای نقدینگی، تجارت فرامرزی و سودآوری ایجاد میکند.
- بنیانگذاران اکنون چه کاری باید انجام دهند.
اگر در حال ساخت، سرمایهگذاری یا اداره یک بازار آنلاین هستی، این قسمت برای توست!
برای مرجع شما، اسلایدهایی را که در طول اپیزود استفاده کردم، اضافه می کنم.
اگر ترجیح می دهید، می توانید قسمت را در پخش کننده پادکست جاسازی شده گوش دهید.
علاوه بر ویدیوی یوتیوب بالا و پخش کننده پادکست جاسازی شده، می توانید به پادکست در iTunes و Spotify نیز گوش دهید.
رونوشت
سلام به همه. امیدوارم هفته فوق العاده ای داشته باشید اساساً در چند هفته گذشته، هیاهو و نگرانیهای زیادی وجود داشته که هوش مصنوعی قرار است دنیا را تسخیر کند. قرار است ۹۰٪ بیکاری، رکود بزرگ، هر چه که باشد، اتفاق بیفتد و من به شدت با این فرضیه و دیدگاه مخالفم.
به همین دلیل هفته گذشته وقت گذاشتم و یک پست وبلاگی در مورد تأثیر هوش مصنوعی و این واقعیت که احتمالاً بیشتر به یک انقلاب بهرهوری منجر میشود تا فروپاشی، نوشتم. اکنون، سؤال جانبی که افراد در حوزه فناوری و بازارهای آنلاین میپرسند این است که تأثیر هوش مصنوعی بر بازارهای آنلاین چیست؟
و بنابراین آنچه من روی آن تمرکز کردهام و دوباره به آن فکر کردهام این است که، خب، در دنیایی که همه نگران و متمرکز بر مدلهای زبان بزرگ (LLM) هستند و در واقع مردم نگرانند که این مدلها بخش بالای قیف فروش را جایگزین کنند و غیره، تأثیر واقعی چیست؟ و من متوجه شدهام که فرضیه، دیدگاه من و همچنین آنچه هر روز در عمل میبینم، به شدت با بدترین سناریوهایی که مردم در ذهن دارند، متفاوت است.
و بنابراین میخواستم تأثیر هوش مصنوعی را در بازارهای آنلاین به اشتراک بگذارم. پس بدون هیچ مقدمه دیگری، شروع کنیم.
به قسمت ۵۲، بازارهای آنلاین و عصر هوش مصنوعی خوش آمدید.
پس اجازه بدهید با نمایش ارائهام شروع کنم تا متوجه شوید چه خبر است؟ خب. بیایید با وضعیت بازار شروع کنیم. و واضح است که ما در میانه یک حباب هوش مصنوعی هستیم که همه چیز هوش مصنوعی، همیشه هوش مصنوعی بوده است. پس اگر یک قدم به عقب برگردی و به وضعیت بازار نگاه کنی، دلارهای سرمایهگذاری خطرپذیر در حال بهبود هستند.
و از پایینترین سطح سال ۲۰۲۲ افزایش یافتهاند. اما بیشتر در ایالات متحده و تقریباً تمام آن در هوش مصنوعی. پس میبینی، همه چیز در حال افزایش بوده است، مانند اندازههای راند، ارزشگذاریها و غیره، اما با هدایت هوش مصنوعی. پس اگر به ۹ ماه اول سال گذشته نگاه کنی، ۷۵٪ از دلارهای سرمایهگذاری شده به استارتاپهای هوش مصنوعی اختصاص یافته است.
پس واقعاً دیوانهکننده بوده است. و در سطح جهانی، حدود ۵۰٪ از بودجه در هوش مصنوعی بوده و این افزایش عظیمی است. و اگر به YC نگاه کنی، فکر میکنم ۹۵٪ از استارتاپهای YC در سال گذشته شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی بودند. حالا نکته جالب این است که بیشتر سرمایه به تعداد بسیار کمی از شرکتها رفته است، مانند Anthropic و OpenAI، اما همچنین Cursor، Lovable و غیره.
پس مدلهای بزرگتر، بیش از نیمی از سرمایه به راندهای بالای ۵۰۰ میلیون دلار رفته است. پس همیشه همه چیز هوش مصنوعی بوده است و بزرگترین شرکتها بیشترین ارزش یا بیشترین میزان بودجه را جذب کردهاند. واضح است که اخیراً یک راند بزرگ برای OpenAI وجود داشت. و یک راند برای Anthropic در حال انجام است.
پس همچنان بسیار متمرکز است. بله، بیشتر مدلهای بنیادی.
حالا چیزهایی که از منظر روند میبینیم در مورد اینکه مردم در چه چیزی سرمایهگذاری میکنند، خارج از مدلهای بنیادی، مانند Lovable و Cursive برای X. پس کدنویسی بصری در سطح عمودی یا کدنویسی تقریباً بدون کد برای سایتها در سطح عمودی در حال ظهور است.
استفاده از هوش مصنوعی برای بهبود بهرهوری صنایع موجود در حال بزرگتر شدن است. پس تصور کن شرکتهای هوش مصنوعی برای کمک به گردش کار در ساختوساز که پیمانکاران عمومی و فرعی میتوانند در یک صفحه باشند و دقیقاً ببینند چه کسی چه کاری انجام میدهد و تمام فرآیندهای کاری را ساده کنند.
عاملهایی که عاملهای دیگر را مدیریت میکنند و سپس چیزهای عمومی در انطباق، اعتماد و غیره. و بزرگترین روند در چند هفته و ماه گذشته OpenClaw بوده است. OpenClaw، این عامل محلی منبع باز، میتواند روی یک کامپیوتر محلی باشد، میتواند روی یک سرور خصوصی مجازی باشد.
عاملی که اساساً به عنوان دستیار شخصی تو عمل میکند، فوقالعاده تواناست و میتواند کارهای زیادی انجام دهد. هنوز راهاندازی آن نسبتاً دشوار است و به مقدار زیادی آموزش نیاز دارد. و همچنین نگرانیهای امنیتی بسیار اساسی وجود دارد، اما بنیانگذار OpenClaw به تازگی توسط OpenAI استخدام شده است.
و من کاملاً مطمئنم که تمام مدلهای بنیادی اصلی، معادل نوع OpenClaw را خواهند داشت، جایی که تو دستیار فوقالعاده هوشمند معادل Jarvis خود را در هفتهها و ماههای آینده در اختیار خواهی داشت.
خروجها در بازار در حال بهبود هستند و واضح است که ما انتظار M (ادغام و تملیک) و IPO (عرضه اولیه عمومی) بیشتری را داریم، به خصوص با احتمال ورود SpaceX، OpenAI و دیگران.
پس شرایط بازار در سرمایهگذاریهای خطرپذیر و خروجها به طور کلی در حال بهبود است، اما صادقانه بگویم فقط در یک زیربخش. که هوش مصنوعی است و این برای سایر شرکتها، از جمله بازارهای آنلاین، چندان خوب نبوده است زیرا مردم میدیدند که شرکتهای هوش مصنوعی در زمان رکورد از صفر به صد میلیون دلار درآمد و سپس به یک میلیارد دلار درآمد میرسند و استارتاپهای بازار آنلاین تو که از چند میلیون به ۱۰ میلیون و سپس به ۳۰ میلیون میرسند، دیگر چندان هیجانانگیز به نظر نمیرسند. و فراتر از آن، مردم به طرز خندهداری نگرانند که هوش مصنوعی بازار آنلاین را به طور اساسی مختل کند. بنابراین جمعآوری سرمایه در بازارهای آنلاین دشوار بوده است. به همان اندازه که ما مخالف جریان بودهایم و بسیار گزینشی عمل کردهایم، بنابراین در هوش مصنوعی کاربردی سرمایهگذاری کردهایم و در مورد معنای آن برای ما صحبت خواهم کرد.
من در واقع میخواهم حباب هوش مصنوعی ادامه پیدا کند زیرا نگرانم که اگر فرو بپاشد، همه چیز از بین برود. و حتی شرکتهایی که منضبط ماندهاند، شرکتهایی که اقتصاد واحد عالی دارند و به خوبی رشد میکنند و در حال حاضر برای جمعآوری سرمایه مشکل دارند، در آینده حتی سختتر میتوانند سرمایه جمع کنند.
پس گفتم IPOهای زیادی در راه هستند، بنابراین شرایط بازار نسبتاً مثبت به نظر میرسد. حالا، این یک حباب است. بسیار نامشخص و دشوار است که بگوییم حباب چه زمانی به پایان میرسد. و بنابراین خواهیم دید، امیدوارم سالهای زیادی ادامه داشته باشد. فقط به این دلیل که پایههای یک انقلاب بهرهوری را بنا مینهد که در آن میتوانم تصور کنم که همه چیز ارزانتر، بهتر و سریعتر خواهد شد، همانطور که در دو قرن گذشته بوده است و به ما امکان میدهد کیفیت زندگی حتی بالاتری داشته باشیم، ساعات کاری کمتری در آینده داشته باشیم.
پس به همان شکلی که حباب اواخر دهه نود، پایههای انقلاب اینترنت را با فیبر و غیره بنا نهاد که منجر به انقلاب اینترنت در دهه ۲۰۰۰ شد. امیدوارم این یکی به اندازه کافی طول بکشد تا ما به دانش هوش مصنوعی، به نوعی یارانهای، دسترسی داشته باشیم.
زیرا در حال حاضر، بیشتر این شرکتها حاشیه سود ناخالص منفی دارند تا بتوانیم شرکتهای شگفتانگیزی را در سطح آینده بسازیم.
بله، بازارهای ثانویه نیز شروع به رونق کردهاند، در واقع، این امر منجر به بسیاری از کسبوکارهای جالب شده است زیرا خروجهای بسیار کمی خارج از هوش مصنوعی وجود داشته است.
یکی از روندهای جالب در تأمین مالی و سرمایهگذاری خطرپذیر این است که افرادی که میدانند در حال خرید سهام ثانویه در شرکتهای مختلف هستند، به ویژه شرکتهای برتر، مانند Sweets و Anthropic، اما یک طبقه دارایی کامل در حال ایجاد است که در آن LPها یا سرمایهگذاران پیشرو میگویند: «هی! ما LPهایی در این صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر داریم که ۱۰ سال، ۱۲ سال در آن بودهاند و هنوز خروجهای زیادی نداشتهاند. آنها نقدینگی میخواهند و بنابراین مایلند با تخفیف ۲۰، ۳۰، ۴۰ درصدی در NAV بفروشند.» و بنابراین بسیاری از سرمایهگذاران برای خرید سهام LPهای مرحله آخر در سرمایهگذاری خطرپذیر وارد نمیشدند، که در واقع یک طبقه دارایی جالب است زیرا من گمان میکنم که میتوانی تخفیف بسیار خوبی بگیری.
و در عین حال، با توجه به باز شدن بازارهای MA و بازارهای IPO، نقدینگی در شرف وقوع است. پس یک طبقه دارایی جالب.
پس حالا بیایید در مورد تأثیر هوش مصنوعی در بازارهای آنلاین صحبت کنیم. اولین ترس بزرگی که مردم دارند این است که هوش مصنوعی بخش بالای قیف فروش را به دست خواهد گرفت.
همه به ChatGPT، یا Gemini یا Claude میروند و میگویند، من میخواهم این را بخرم، و معامله به طور کامل در آنجا انجام میشود. و تو دیگر از eBay، Amazon، DoorDash، Uber booking و غیره بازدید نخواهی کرد. و من گمان میکنم که این، اول از همه، اشتباه است. بخش بالای قیف فروش به مدلهای زبان بزرگ (LLM) منتقل نخواهد شد.
و اجازه بده توضیح بدهم چرا، وقتی به رفتار واقعی کاربر فکر میکنی، مثلاً چرا مردم به این سایتهای مختلف میروند و الگوی فکری آنها چیست؟ و بنابراین وقتی مردم به این بازارهای آنلاین میروند، معمولاً سه رویکرد برای چگونگی، زمان و چرایی رفتن آنها به آنجا وجود دارد.
پس اگر به سایتی مانند Vinted بروی، مردم نمیدانند چه چیزی میخواهند بخرند. بیشتر شبیه خرید به عنوان سرگرمی است. مثل این است که من در برادوی در سوهو قدم میزنم و وارد مغازهها میشوم بدون اینکه واقعاً بدانم به دنبال چه چیزی هستم، و اگر چیزی به دلم نشست، آن را میخرم.
و بنابراین میبینی که تعامل در این سایتها مانند ۲۰ صفحه در هر بازدید است. مردم هر بار که بازدید میکنند ۱۰، ۲۰ دقیقه، ۳۰ دقیقه در سایت میمانند و چندین بار در ماه میآیند. و از آنجا که مدلهای زبان بزرگ (LLM) همه چیز در مورد کارایی و دادن یک چیز مورد نظر تو هستند. اینطور نیست. هیچ خطری برای مختل شدن این موضوع وجود ندارد.
مثلاً در هزار اولویت برتر OpenAI. این نیست که بیایید الگوی خرید فرد X را تحلیل کنیم و یک فید مرور از چیزهایی ایجاد کنیم که میتواند او را سرگرم کند تا فقط با نرخ خرید بسیار پایین به آنها نگاه کند. این حتی در تنظیمات در نظر گرفته نمیشود. سایتهایی مانند Vinted، من میبینم که هیچ خطری برای مختل شدن ندارند زیرا مردم برای کارایی آنجا نیستند.
آنها آنجا بودند تا مرور کنند و ببینند چه چیزی موجود است. پس تا زمانی که یک دنباله بسیار طولانی از اقلام مختلف داشته باشی که میتوانی به آنها نگاه کنی و مردم آنها را جذاب مییابند، من نمیبینم که بخش بالای قیف فروش به هیچ وجه تغییر کند.
الگوی بزرگ دوم دیگر که مردم در بازار آنلاین خرید میکنند یا جستجو میکنند یا به دنبال معاملات میگردند، جستجو است.
پس اگر دقیقاً میدانی به دنبال چه چیزی هستی، بسیاری از مردم فقط به آمازون میروند و آنچه را که به دنبالش هستند تایپ میکنند و تایپ میکنند LG C3 65 EVO TV. پوف! یک نتیجه، آن را میخرند. و معمولاً حتی به موتورهای جستجو هم نمیروند، بلکه مستقیماً به آمازون یا eBay میروند.
حالا، حتی اگر از آنجا شروع نکردی و از یک LLM یا از گوگل شروع کردی، چون این بازارهای آنلاین سهم بازار بالایی دارند، نتایجی که به دست میآوردی در واقع هنوز از بازارهای آنلاین زیربنایی میآمدند. پس اگر امروز به گوگل بروی و نام یک محصول خاص را تایپ کنی، تقریباً تمام نتایج از eBay و Amazon میآیند زیرا
آنها در مجموع ۴۳٪ سهم بازار تجارت الکترونیک را دارند. و بنابراین حتی اگر به یک LLM میرفتی و میگفتی، من میخواهم LG C3 65 اینچ Evo نو یا دست دوم بخرم، بیشتر نتایج به احتمال زیاد از eBay و Amazon میآمدند. پس صرف نظر از این، شاید کمی از ارزش در بالا جذب شود، اما نباید تفاوتی با جذب ارزشی که گوگل دارد، داشته باشد.
وقتی مردم برند خود را میخریدند. و بنابراین چون در نهایت، OpenAI قرار نیست خدمات مشتری، انجام سفارش، حملونقل، پرداختها، بازگشتها، تأمین مالی و غیره را انجام دهد. پس اول از همه، فکر نمیکنم بیشتر ترافیک، اگر دقیقاً میدانی به دنبال چه چیزی هستی، واقعاً هیچ دلیلی وجود ندارد که به یک LLM بروی. میتوانی مستقیماً به آمازون، eBay یا یک سایت عمودی بروی و آنچه را که به دنبالش هستی تایپ کنی. پوف، آن را به دست آوری. به همین دلیل نیازی به گوگل هم نیست. با این حال، این نشان میدهد که LLMها به طور کلی، یا یک تهدید وجودی برای گوگل هستند زیرا به جای دریافت نتایج زیاد، یک نتیجه بهتر میدهند.
پس اگر من گوگل بودم، نگران بودم. به طرز خندهداری نگران تأثیر LLMها بودم، به همین دلیل است که آنها در Gemini سرمایهگذاری میکنند. اما اگر من eBay باشم، آنقدر نگران نخواهم بود زیرا در نهایت مشکلی که آنها سعی در حل آن دارند و ارزشی که به ارمغان میآورند، کاملاً متفاوت است.
حالا الگوی رفتار سوم کمی ریسک بیشتری دارد. پس الگوی رفتار بزرگ دیگری که برای جستجو داری، چیزی به نام خرید با ملاحظه است. تو به دنبال خرید چیزی هستی، اما دقیقاً مطمئن نیستی چه چیزی. بنابراین تعدادی سایت وجود داشتهاند که مشاوران انسانی دارند، مثلاً برای سفر، چهار مورد وجود دارد، اگر میخواهی تجهیزات اسکی گرانقیمت بخری، یک مورد انتخاب شده وجود دارد، اما گسترش یافته است.
یا و Stitch Fix را داری که یک مشاور مد داری که به تو میگوید چه میخواهی. اما فراتر از آن، میتوانی تصور کنی که خریدهای با ملاحظه وجود دارد اگر میخواهی یک ماشین بخری، اگر میخواهی یک خانه بخری. و در آنجا میتوانی استدلال کنی که LLMهایی که تو را خیلی خوب میشناسند، در واقع نقش بسیار عمیقی در مشاوره به تو در مورد بهترین محله برای زندگی، بهترین ماشین نسبت به نیازهای تو و غیره ایفا خواهند کرد.
حالا، این بخشی از دلیلی است که برخی از این سایتها مانند Curated، فکر میکنم آنها را به قیمت ۳۰۰ میلیون دلار فروختند، اما ۲۰۰ میلیون دلار جمعآوری کرده بودند، بنابراین دارایی خیلی خوبی نبود. اما حتی در آن صورت، کاملاً تضمین شده نیست که به LLMها منتقل شود. میتوانی استدلال کنی که پیادهسازی هوش مصنوعی که در سایت خود داری، مانند توصیه دستور پخت Instacart یا Rufus برای آمازون.
چون آنها در این دسته تخصصی هستند. و میتوانی ببینی که موتور توصیه هوش مصنوعی توسط Zillow یا توسط Trulia و توسط Carvana در حال ساخت است. که ممکن است به همان خوبی، اگر نگوییم بهتر از آنهایی باشد که در LLM هستند. بنابراین ریسک اختلال در اینجا بسیار بیشتر است. اما باز هم، خریدهای با ملاحظه درصد کمی از الگوی کلی خرید مردم در بازارهای آنلاین را تشکیل میدهند.
نگرانی اول، آیا کل بخش بالای قیف فروش به LLMها منتقل میشود؟ فکر میکنم پاسخ منفی است. فکر میکنم شاید اگر کمی از آن به آنجا منتقل شود، اما حتی اگر این اتفاق بیفتد، فکر نمیکنم ارزش زیادی را جذب کند. اولاً، بله، فکر نمیکنم بخش بالای قیف فروش به LLMها منتقل شود.
ثانیاً، اگر به LLMها منتقل شود. پس بیایید بدترین سناریو را فرض کنیم. بازار آنلاین چقدر تحت تأثیر قرار میگیرد؟ در آنجا، فکر میکنم بسته به اینکه بازار آنلاین کیست و چه کاری انجام میدهد و چقدر ارزش واقعی و اساسی ارائه میدهد، تفاوتهای ظریفی وجود دارد. پس اول از همه این است که بازار آنلاین چقدر کار انجام میدهد؟
اگر بازار آنلاین صرفاً یک خریدار و یک فروشنده را به هم وصل میکند، مانند Angie’s List یا Zillow یا Thumbtack. کار زیادی انجام نمیدهد. در واقع، تو، کاربر، باید کارهای زیادی انجام دهی زیرا در حال بررسی لیستها هستی، موارد مناسب را انتخاب میکنی. یا اگر در حال قرار دادن یک پیشنهاد هستی، به Thumbtack میروی و از مردم میخواهی برای یک کار پیشنهاد دهند، سپس ۲۰ پیشنهاد داری. باید یکی را انتخاب کنی. تو کارهای زیادی انجام میدهی.
پس در این حالت، که سطح کار یا مدیریت انجام شده در بازار آنلاین پایین است. به نوعی ریسک اختلال بسیار بیشتر است. به همین دلیل کمیسیونهای این بازارهای آنلاین به طور کلی کمی پایینتر است. اما اگر در حال انجام مدیریت موجودی، آخرین مایل، انتخاب و بستهبندی، تحویل آخرین مایل هستی.
تأمین مالی، پرداختها، بازگشتها و غیره. ریسک اختلال بسیار، بسیار کمتر است. پس حتی اگر بخش بالای قیف فروش به آنجا منتقل شود، من شرکتهایی مانند DoorDash، Uber یا Amazon را در هیچ خطری نمیبینم با توجه به میزان کاری که انجام میدهند. پس میزان مدیریت انجام شده مهم است. و به هر حال، روند در بازارهای آنلاین در ۲۵ سال گذشته این بوده است که بازارهای آنلاین مدرنتر و جدیدتر کارهای بیشتری انجام میدهند. و در واقع، میتوانی از هوش مصنوعی برای انجام کارهای بیشتر و انجام کارهایی که قبلاً ممکن نبود، استفاده کنی. پس هرچه بازار آنلاین مدیریتشدهتر باشد، ریسک جذب ارزش توسط LLM بالای قیف فروش کمتر است، در صورتی که ترافیک به آنجا منتقل شود. و همانطور که گفتم، انتظار ندارم که بخش زیادی از آن به آنجا منتقل شود.
پس دومین مورد این است که از منظر عرضه چقدر کار انجام میدهی؟ حالا البته اگر Expedia هستی و در حال انجام سفر هستی و بیشتر خطوط هوایی، پنج خط هوایی هستند که بیشتر حجم را دارند و آنها قبلاً کمیسیونهای بالایی به تو پرداخت نمیکنند، تکرار آن بسیار آسان است. پس میتوانم ببینم که چگونه میتوانی به ChatGPT بروی و بگویی، «هی، برای من یک پرواز از نیویورک به سالت لیک سیتی رزرو کن.»
و میتواند این کار را به طور کاملاً مؤثر انجام دهد زیرا فقط پنج خط هوایی وجود دارد که باید به آنها نگاه کند، به میزان کمتر، اما هنوز هم ممکن است. چیزی مانند booking.com برای هتلها. هتلهای دنباله بلند زیادی وجود دارد، که در واقع نقطه قوت booking بوده است. اما زنجیرههای بزرگ که مردم به Hilton، Hyatt بسیار وفادار هستند، سهم بازار قابل توجهی دارند.
و در نتیجه، اگر در مکانهایی رزرو میکنی که امتیازات وفاداری داری، مانند Hyatt یا Hilton، آنها در واقع میتوانند آن را به طور منطقی تکرار کنند. پس در واقع میتوانی به LLM خود بروی و بگویی، هی، برای من یک پرواز به سالت لیک سیتی رزرو کن و سپس برای من در Hyatt در سالت لیک سیتی رزرو کن.
و میتواند این کار را به طور منطقی مؤثر انجام دهد، یا حداقل قادر خواهد بود این کار را به طور منطقی مؤثر انجام دهد، بنابراین احساس نمیشود، پس در آن صورت میزان عرضه آنقدر منحصر به فرد نیست. حالا، اگر یک مثال افراطی دیگر را در نظر بگیری، انتهای دیگر آن، مانند Airbnb یا DoorDash، که در آنجا وجود دارد.
هزاران، احتمالاً صدها هزار رستوران کوچک خانوادگی و لیستهای شخصی افراد، که عرضه بسیار منحصر به فرد، بسیار پراکنده و بسیار دنباله بلند است. این کاری نیست که LLMها بخواهند به هیچ وجه انجام دهند. پس بسیار محافظت شدهتر، همینطور برای آمازون.
آمازون در واقع یک بازار آنلاین است، به هر حال. بیشتر. هزاران و هزاران تأمینکننده در آمازون یا در Etsy وجود دارد. و در Uber در حال حاضر ادغام عرضه، رانندگان، تعداد قابل توجهی راننده وجود دارد. اما باز هم، در دنیای خودران، شاید این تغییر کند.
پس اگر به این فکر کنی که کجا محافظت میشوی، هرچه کار بیشتری انجام دهی. و هرچه عرضه فردی، منحصر به فرد، پراکنده و تکهتکه بیشتری داشته باشی، محافظتشدهتر هستی. و به همین دلیل است که من اصلاً نگران DoorDashها و Airbnbها و غیره، یا آمازونهای جهان نیستم، و بیشتر نگران Expediaها و TripAdvisorهای جهان هستم.
کمتر. نکته بعدی که باید به آن فکر کرد این است که چقدر کار نسبت به مصرفکننده انجام میدهی و اگر معامله یک بار مصرف باشد، مثلاً هر پنج سال یک بار ماشین میخری، هر هفت، هشت سال یک بار خانه میخری. پس داشتن یک خرید با ملاحظه و رفتن به LLMها، تعامل با آنها احتمالاً بسیار منطقی است.
اما تا آنجا که از چیزی مانند Uber هر روز استفاده میکنی، LLMها نمیخواهند با خدمات مشتری و این واقعیت که کاربر گوشی خود را در ماشین فراموش کرده یا در جای اشتباهی پیاده شده است، یا DoorDash، غذای اشتباهی تحویل داده شده است و مردم این چیزها را چندین بار در هفته و اغلب، و قطعاً چندین بار در ماه سفارش میدهند، سروکار داشته باشند.
و بنابراین هرچه بیشتر، هرچه ارزش پایینتر، میانگین ارزش سفارش پایینتر باشد، هرچه فرکانس بالاتر باشد. پس هرچه قیمت پایینتر و معامله بیشتر تصور شود، LLMها کمتر میخواهند با آن سروکار داشته باشند. و به همین دلیل است که، باز هم فکر میکنم Uber، DoorDash، Uber Eats، آمازونهای جهان بسیار محافظت شده هستند.
زیرا هم فرکانس بالا و هم قیمت نسبتاً پایین دارند. در مقابل Zillow، مثلاً یا صادقانه بگویم حتی پرواز با هواپیما، که مردم، بیشتر مردم به طور منظم انجام نمیدهند. و اولین استدلال همانطور که گفتم این بود که فکر نمیکنم بخش بالای قیف فروش به LLMها منتقل شود، اما حتی اگر این اتفاق بیفتد، مجموعهای از بازارهای آنلاین و شرکتها وجود دارند که نسبتاً محافظت شدهاند زیرا عرضه منحصر به فرد و پراکنده دارند. آنها کارهای زیادی انجام میدهند، بنابراین یک بازار آنلاین مدیریتشدهتر هستند. آنها فرکانس بالا، میانگین ارزش سفارش پایین دارند، که انگیزهای برای مردم ایجاد میکند که آن را انجام ندهند.
پس بیشتر این شرکتها را در معرض خطر حذف واسطهها یا نه حذف واسطهها، بلکه فشردهسازی حاشیه سود نمیبینم. پس بازارهای آنلاین چه کاری باید انجام دهند؟ و این کاملاً متفاوت از تاکتیکهایی است که فکر میکنم باید از منظر تبلیغات پیادهسازی کنند، که به زودی به آن خواهم پرداخت، بیشتر این است که خب. پس اگر LLMها نمیتوانند کارهایی مانند انتخاب و بستهبندی و آخرین مایل و جمعآوری عرضه بلندمدت، دنباله بلند و انجام تأمین مالی و تضمینهای تأمین مالی و غیره را انجام دهند، پس این کارها را انجام بده. درست؟
مطمئن شو که عرضه تو منحصر به فرد و متفاوت و متمایز است، که صادقانه بگویم، به هر حال وقتی یک بازار آنلاین میسازی، میخواهی این کار را انجام دهی، درست است؟ مثلاً نمیخواهی عرضه متمرکز و غیرمتمایز داشته باشی. باید هوش مصنوعی خودت را بسازی. پس مثال Rufus برای آمازون را زدم. پس اگر من Carvana بودم، موتور توصیه هوش مصنوعی خودم را میساختم.
و به هر حال، در بلندمدت، اگر از منظر UX UI فکر کنی، امروز یک کادر جستجو داری که مردم آنچه را که به دنبالش هستند تایپ میکنند، و یک کادر جستجوی جداگانه برای سؤالات طولانی که LLM هستند، مطمئن نیستم که این منطقی باشد. من احتمالاً یک کادر جستجو خواهم داشت. و اگر یک سؤال طولانی باشد، با پاسخ نوع هوش مصنوعی پاسخ میدهی.
و اگر یک سؤال کوتاه باشد مانند، LGC 5 65، C3 65 اینچ پوف، نتیجه جستجو را میدهی، واضح است که از نقاط قوت خودت استفاده میکنی، که معمولاً سهم بازار بالایی داری. و بنابراین فکر کن. من احتمالاً خودم را در LLMها فهرست میکنم تا ترافیک رایگان را به دست آورم و در مورد میزان ترافیک رایگان صحبت خواهم کرد، اما اجازه نمیدهم از تو برای دادههای آموزشی استفاده کنند.
پس یک تفاوت ظریف وجود دارد. فهرست کن، اما برای دادههای آموزشی استفاده نشو. تجربه مشتری را کنترل کن، که دو چیز است. الف، NPS (امتیاز خالص مروجان) بالا و شگفتانگیز داشته باش، اما ب. بیش از حد درآمدزایی نکن، قیمتها را افزایش نده، درست است؟ در مورد میزان درآمدزایی خودت منصف باش. و، فکر کن که شاید هزینههای جذب مشتری افزایش یابد یا در واقع تغییر کند و از SEM، شاید SEO، به چیزهایی مانند LLMها منتقل شود.
پس کارهای زیادی میتوانی برای محافظت از خودت انجام دهی. حالا بسیاری از افرادی که نگران هستند گفتهاند، اوه، من خودم را در LLMها فهرست نمیکنم و eBay اخیراً تصمیم گرفت که خودش را در LLMها فهرست نکند در حالی که یک سایت طبقهبندی بزرگ در فرانسه است. پس طبقهبندی پیشرو در فرانسه برعکس عمل کرد و به طور کامل ادغام شد.
و استدلالی که من میکنم این است که باید خودت را فهرست کنی. این هیچ تفاوتی با فهرست کردن خودت در گوگل ندارد. اگر در واقع خودت را در گوگل فهرست میکنی، دلیلی وجود ندارد که خودت را در LLMها فهرست نکنی. حالا، اگر به من بگویی که ۹۹٪ سهم بازار در دستهبندی خودت را داری، تو بازیکن غالب هستی، و نمیخواهی مردم جستجوی خود را در هیچ جای دیگری غیر از سایت تو شروع کنند زیرا تو آن تجربه را کنترل میکنی.
البته، خودت را در گوگل یا LLMها فهرست نکن، اما در سطح جهانی. درصد استارتاپهایی که اینقدر سهم بازار و کنترل دارند که بتوانند از فهرست نشدن و داشتن ترافیک رایگان از گوگل یا LLMها صرف نظر کنند، فکر میکنم بسیار پایین است. بنابراین برای ۹۹٪ بازارهای آنلاین موجود، توصیه این است که خودت را در LLMها فهرست کنی. به دنبال آن برو.
احتمالاً نیاز به اصلاح یا محافظت یا بازنگری دارد. پس بسیاری از مردم میگفتند، اوه، ترافیک جستجو در حال کاهش است. پس اول از همه، این درست نیست. اساساً ثابت است. پس ترافیک SEO که به دست میآوری ثابت است. و بنابراین به کار در SEO ادامه بده، آن را نادیده نگیر. اما LLMها را نادیده نگیر.
در حال حاضر، ترافیک از هوش مصنوعی حدود ۳۴٪ است، یعنی یک سوم اندازه. پس بسیار زیاد است و به سرعت در حال رشد است. پس اگر خودت را فهرست نکنی، تمام این ترافیک افزایشی را از سایت خودت دور نگه میداری. پس فکر میکنم eBay اشتباه کرد، به عبارت دیگر. و به هر حال، معمولاً، آیا خیلی بزرگتر است؟
بیشتر موبایل است. و خبر خوب یا نه، یا لزوماً خبر خوب برای آنها نیست. احتمالاً بیشتر شرکتهای موجود خیلی سریع حرکت نمیکنند، خیلی باهوش نبودهاند. اما گوگل در واقع بسیار قوی بوده و متوجه شده است که جستجو، ببخشید. LLMها و هوش مصنوعی یک تهدید وجودی برای آنها هستند.
و بنابراین آنها در واقع شروع به گنجاندن قطعات و نمایش نتایج هوش مصنوعی در ابتدا کردهاند، و مایل بودهاند تعداد لینکهای حمایتشده را کاهش دهند. بنابراین گوگل قطعاً در حال تکامل به سمت هوش مصنوعی اول است، بنابراین تو قطعاً، همانطور که گفتم، باید خودت را در آنجا فهرست کنی.
اما تا به امروز، با وجود تمام هیاهو در مورد اینکه، اوه، Claude بهتر است و غیره. موضوع Claude در واقع بیشتر یک بازی B2B است که به هر حال به طرز خندهداری مهم است تا یک بازی مصرفکننده در حال حاضر در سمت مصرفکننده. ChatGPT هنوز ۸۶٪ سهم بازار را دارد، پس بله، ۱۰۰٪ بود، اکنون ۸۶٪ است، و Gemini و Claude در حال کسب سهم هستند، اما از یک پایه نسبتاً پایین، من به سختی میتوانم ببینم که این تغییر کند مگر اینکه اتفاق بسیار بدی در OpenAI بیفتد. بودجهشان تمام شود به هر دلیلی، که من نمیبینم اتفاق بیفتد. یا به نوعی یک انقلاب واقعی در یکی از LLMها رخ دهد، اما واقعاً نمیبینم که اتفاق بیفتد. و بخشی از دلیلی که من فکر میکنم سهم بازارها چسبنده هستند، به هر حال، این است که تا آنجا که ۱۰۰٪ مکالمات و تاریخچه خود را با یک LLM داری، آنها اطلاعات زیادی در مورد تو و اینکه چه کسی هستی، چه میخواهی، دارند. که تغییر به هر جای دیگری، حتی اگر مدل بهتر باشد، منجر به نتایج بدتری میشود. و بنابراین در این مرحله در مورد من، من تاریخچه زیادی با ChatGPT دارم.
برای من بسیار دشوار است که به جای دیگری بروم زیرا کیفیت پاسخها، ظرافتها و غیره، کاملاً متفاوت است. با این حال، چیزهایی وجود دارد که برای کارهای مختلف استفاده میکنی، درست است؟ پس Claude در حال حاضر در کدنویسی بهتر است، بنابراین برای کدنویسی از ترکیبی از Claude یا Cursor استفاده میکنی. من در واقع تولید ویدیوی Sora با چهره تو در iOS از ChatGPT را دوست دارم.
پس برای ویدیو من در واقع از ChatGPT استفاده میکنم. و سپس البته برای تصاویر. جالب است، من قبلاً ۱۰۰٪ Midjourney بودم. و بیشتر و بیشتر از GPT علاوه بر Midjourney استفاده میکنم. پس خواهیم دید که چگونه پیش میرود. اما مانند ویدیو، و البته من یک فیلمبردار حرفهای نیستم. قبلاً با Runway بازی میکردم و اکنون ۱۰۰٪ به Source تغییر کردهام.
پس همچنین جالب است که این چیزها چگونه با گذشت زمان با تغییر قابلیتها تکامل مییابند. اما از منظر پاسخ به سؤالات اصلی، تصور اینکه مردم به میزانی که از آن زیاد استفاده کردهاند، تغییر مکان دهند، دشوار است. حالا، با این حال. بیشتر مردم از آن زیاد استفاده نکردهاند. در پست من در هفته گذشته در مورد استفاده از هوش مصنوعی، ما هنوز در مراحل بسیار اولیه هستیم.
فکر میکنم ۸۰٪ جمعیت جهان به هیچ وجه از هوش مصنوعی استفاده نکردهاند. و بیشتر بقیه کاربران رایگان در یکی از LLMهای مختلف هستند، که خروجی استفاده با کیفیت نسبتاً پایین و غیره است. بنابراین سطح استفاده بسیار پایینتر از آن چیزی است که مردم فکر میکنند. نکته این است که ما در فناوری، یا افراد در امور مالی، کاربران اولیه و فوقالعاده قدرتمند هستیم.
اما این درست نیست. پس مکس میگوید، هی، میتوانی حافظه را نیز کاوش کنی و گزارش کامل دادهها را از OpenAI دریافت کنی، که میتوانی. اما این نیاز به سطح خاصی از پیچیدگی فنی دارد که افراد عادی ندارند، درست است؟ مانند همینطور راهاندازی OpenClaw که باید بروی و در فایل اصلی آن تمام شخصیتها و رویکردها و نحوه رفتار مورد نظر خودت را تعریف کنی و سپس به بکاند متصل شوی، باز هم.
اگر یک فرد عادی هستی، این اتفاق نمیافتد. هیچ فرد عادی نباید OpenClaw را راهاندازی کند. فکر میکنم اما خواهد آمد. و اگرچه گمان میکنم دوستان ما در OpenAI و دیگران ممکن است در آینده اجازه ندهند حافظه کامل را صادر کنی زیرا این قفل آنهاست. اما باید دید چگونه پیش میرود.
اگر این سطح از سهم بازار را حفظ کنند، فکر میکنم این کار را نخواهند کرد. اگر نه، احتمالاً انجام خواهند داد. سهم در حال بزرگتر شدن است به نکتهای که قبلاً اشاره کردم. جستجو هنوز واقعاً کاهش نیافته است. ممکن است کاهش یابد اما بیشترین چیزی که دیدهام ۳٪ کاهش در برخی دستههای سایتها بوده است.
پس به SEO ادامه بده. به SEM ادامه بده. و خودت را در LLMها فهرست کن. ای مکس. نگران نباش. متن کامل این مطلب هفته آینده در وبلاگ من منتشر خواهد شد، از جمله پاورپوینت، به هر حال، یا ارائهای که در حال مرور آن هستم. و مرحله بعدی، البته، مهمترین چیز اگر تو یک بنیانگذار بازار آنلاین هستی، در واقع چیزی است که در ادامه میآید.
و آنچه در ادامه میآید این است که، خب. پس اگر نگران اختلال در بازارهای آنلاین توسط LLMها نیستی زیرا آنها بخش بالای قیف فروش را به دست نمیگیرند. و حتی اگر بخش بالای قیف فروش را به دست بگیرند. آنها ارزش زیادی را به دست نمیگیرند زیرا در نهایت عرضه منحصر به فردی داری. کارهای زیادی انجام میدهی که آنها مایل به انجام آن نیستند و غیره.
چه کارهای دیگری باید امروز انجام دهی که کسبوکار تو را کاملاً متحول کند؟ و بنابراین شش چیز به طرز خندهداری وجود دارد که فکر میکنم تو به عنوان یک بنیانگذار بازار آنلاین باید امروز انجام دهی که کسبوکار تو را به سمت بهتر شدن کاملاً متحول خواهد کرد.
پس یک مورد تجارت فرامرزی B است. دو مورد لیستینگهای ساده شده است. سه مورد کیفیت لیستینگ بهبود یافته است. چهار مورد فقط بهبود بهرهوری، بهبود در شرکت تو و بهبود برنامهنویسی خدمات مشتری و غیره است. پنج، بهبود درآمدها و شش، شاید قابلیت ردیابی در سراسر اقتصاد چرخشی. پس اجازه بده توضیح دهم منظورم از هر شش مورد چیست. پس مورد اول، تجارت فرامرزی.
اگر در گذشته در اروپا بودی، مثلاً در روزهایی که من OLX را اداره میکردم، ما یک سایت لهستانی و یک سایت رومانیایی و یک سایت اوکراینی داشتیم. در واقع، این سایتها هنوز هم بازیکنان پیشرو در کشورهای خود بودند. اما اروپا، اروپا نبود. اروپا ائتلافی از کشورهای مختلف بود و همه آنها مستقل بودند.
پس یک سایت فرانسوی و یک سایت آلمانی و یک سایت بریتانیایی داشتی. اما این روزها با هوش مصنوعی میتوانی چند کار واقعاً جالب انجام دهی. میتوانی لیستینگها را به طور خودکار ترجمه کنی به طوری که ممکن است در فرانسه باشی، در حالی که لیستینگ میتواند از لیتوانی یا لهستان یا رومانی باشد. و میتوانی مکالمات بین کاربران را ترجمه کنی.
پس میتوانی خریداران و فروشندگانی از کشورهای مختلف داشته باشی که به زبان مادری خود به صورت کاملاً یکپارچه صحبت میکنند. پس هوش مصنوعی برای اولین بار به تو اجازه میدهد، و باز هم این به این معنی است که حملونقل یکپارچه و پرداختهای یکپارچه داری. پس همه شرکتها آن را ندارند اما شرکتهایی مانند Wallapop یا Vintage یا Ovoko در بازار قطعات خودرو دارند.
اگر به Vinted نگاه کنی، حدود ۱۰ میلیارد GMV (حجم ناخالص کالا) و فکر میکنم حدود یک میلیارد درآمد خالص دارد و به سرعت در حال رشد و بسیار سودآور است. نقطه قوت آنها استفاده از نقدینگی از کشوری است که در آن غالب هستند، مانند فرانسه، برای ورود به کشورهایی که در حال ورود به آنها هستند و داشتن عرضه و محصولات برای فروش از همان ابتدا.
حالا، این فقط به این دلیل کار میکند که، همانطور که گفتم، آنها پرداخت و حملونقل را به طور بسیار مؤثری ادغام کردهاند، اما حتی اگر آرزویش را هم نداشته باشی، کمک میکند. پس واضح است که Vinted آرزو دارد یک شرکت عظیم فرامرزی، چند دستهای، ۵۰ میلیارد دلاری، شاید حتی ۱۰۰ میلیارد دلاری باشد.
اما حتی اگر تنها بازیکن غالب در کشور اصلی خودت باشی، مانند Wallapop در اسپانیا، پرتغال، یا Subito در ایتالیا. اما آنها عرضهای از اسپانیا دارند که برای مردم آن کشورها منحصر به فرد و جالب است. بنابراین آنها در واقع در ایتالیا، در اسپانیا، در پرتغال، در فرانسه راهاندازی شدند. و این منبعی برای درآمدهای افزایشی و افزایشی است.
Ovoko نیز همین کار را در قطعات خودرو انجام داده است. بنابراین آنها در لهستان و لیتوانی منابع را تأمین میکنند و در فرانسه میفروشند، اما فرامرزی و حتی در B2B نیز اتفاق میافتد که سرمایهگذاران در شرکتی به نام CarOnSale، که یک بازار B2B بزرگ برای خودروهای دست دوم بین دلالان است و در حال حاضر ۳۰٪ از حجم آن فرامرزی است.
دومین روند بزرگ و کارهایی که مردم باید انجام بدن، سادهسازی لیست کردن (آگهی) هست، درسته؟ روش قدیمی لیست کردن در، مثلاً ایبی اینه که من ۲۰ تا عکس از گوشیم میگیرم. یه عنوان مینویسم، یه توضیح مینویسم. یه دستهبندی انتخاب میکنم، یه قیمت انتخاب میکنم. کار زیادیه و ممکنه واقعاً ندونی دقیقاً بهترین دستهبندی چیه.
ممکنه بهترین راه برای توصیف و فروش اون رو ندونی. ممکنه ندونی قیمت درست برای اون کالا چقدره، اما این روزها، مخصوصاً در بعضی حوزهها، میتونی فقط یه عکس بگیری و بوم، به صورت خودکار آگهی برات ساخته میشه. چند مثال، سرمایهگذاران در شرکتی به نام ریبگ (Rebag) بودن و ریبگ یه بازارچه کیفهای دستی لوکس دستدوم هست.
اونها یه هوش مصنوعی به اسم کلیر (Clear) دارن. تو یه عکس میگیری و اون بهت مدل، قیمت و هرچیزی که میتونی به دست بیاری رو میگه. کالاکس (CollX) ابزاریه که همه کارتهای معاملاتی تو رو اسکن میکنه، بهت میگه کدومها باارزش هستن و بهت اجازه میده فوراً اونها رو لیست کنی. یک ثانیه. «اما وینتد (Vinted) میاد آمریکا و از مردم میپرسه که آیا میخوان یه «فروشگاه بسته» باز کنن و بیشتر آمریکاییها «چی؟» میگن. پس تفاوتهای فرهنگی وجود داره. آیا به یک شرکت هلدینگ بومی نیاز نداری؟»
آره پس وینتد که میاد آمریکا، ممکنه کار کنه یا نکنه. تفاوت بین آمریکا و اروپا اینه: اول از همه، در اروپا میتونی از مثلاً فرانسه به هرجای دیگه، مثلاً لیتوانی، با دو یورو ارسال کنی. حمل و نقل یکپارچه اونها در آمریکا هزینههای حمل و نقل واقعاً بالاست. میانگین مسافتی که یک کالا در ایبی ارسال میشه، فکر میکنم حدود ۲۰۰۰ مایل باشه، و میانگین هزینه حمل و نقل ۷ یا ۸ دلاره، در حالی که میانگین قیمت در وینتد حدود ۳۰، ۴۰ یورو هست، یعنی حدود ۳۰ تا ۵۰ دلار. پس هزینه حمل و نقل ۷ دلاری رو پشتیبانی نمیکنه.
و به همین دلیل و همچنین به خاطر تعرفهها و هزینههای حمل و نقل از اروپا به آمریکا، نقدینگیای که وینتد در اروپا داره، پس نمیتونی از لیستهای فرانسوی برای راهاندازی در آمریکا استفاده کنی. ارسال خیلی گرونه، به علاوه ناراحتیها و تعرفهها و غیره وجود داره، بنابراین اون مزیت اصلی وجود نداره.
و بنابراین فکر میکنم اونها دارن به این فکر میکنن که شاید ما مقاصد محلی داشته باشیم که بتونی کالا رو تحویل بگیری یا با هزینه کمتری نسبت به ارسال از طریق یوپیاس (UPS) یا فدکس (FedEx) تحویل بدی یا بگیری. پس اونها دارن این مدل رو آزمایش میکنن. در همین حال، یک بازیگر هست که ایبی (eBay) تازه خریده.
اسم اون دپاپ (Depop) هست که فعلاً در آمریکا نسبتاً خوب یا خیلی خوب عمل میکنه. حالا باید ببینیم که آیا ایبی در آینده نگهبان خوبی برای دپاپ خواهد بود یا نه. من علیه وینتد شرط نمیبندم. چون اونها لزوماً بار اول درست انجامش نمیدن. مثلاً چند بار اول یا پنج بار یا ۱۰ بار که به بریتانیا رفتن، شکست خوردن.
اما در نهایت راهش رو پیدا کردن و بازار رو تصاحب کردن و رقبای فعلی رو از بین بردن. و پول زیادی دارن. خیلی باهوش هستن، ارائهدهنده کمهزینه هستن. و توسط دست راست سابق من اداره میشه که فیکسر منه. و اون به من کمک کرد تا والاپاپ (Wallapop) رو هم بسازم و متحول کنم.
اسم اون توماس هست. اون فوقالعادهست. من، البته که ما جانبدار هستیم. الف) من توماس رو دوست دارم و ب) اون یکی از برندگان پورتفولیوی افجی لبز (FJ Labs) هست، و فکر میکنم وینتد و بنابراین میتونه درصد عظیمی از پورتفولیو رو برگردونه. من خیلی خوشبینم. نمیدونم اونها در آمریکا برنده میشن یا نه، اما من علیهشون شرط نمیبندم.
باشه. همونطور که گفتم، لیستهای سادهشده. الان، مخصوصاً در حوزههای خاص، میتونی عکس بگیری و پووف. لیست رو به دست میاری، باید حتماً این کار رو انجام بدی چون در بازارگاهها، ۹۹٪ بازدیدکنندگان خریدار هستن. فقط درصد کمی از اونها فروشنده هستن، پس معمولاً تقریباً ۹۹ به ۱ هست.
و اگه فروش رو خیلی آسونتر کنی چون فقط یه عکسه، ناگهان میتونی درصد بازدیدکنندگانی که فروشنده هستن رو افزایش بدی. و بنابراین اگه واقعاً بتونی حجم عرضه رو افزایش بدی، این فوقالعادهست. وینتد چطور پول درمیاره؟ خب، وینتد اینطور پول درمیاره که رایگانه.
تو میتونی صد درصد رایگان در وینتد باشی، جایی که اونها هیچ پولی درنمیارن. حالا مدل کسب و کار اونها چندوجهی هست. تو، خریدار، داری. پس تفاوت اینه که بیشتر بازارگاهها در گذشته گفتن، اوه، من ۱۵٪ کمیسیون، ۲۰٪ کمیسیون از فروشنده میگیرم. چیزی که اونها فهمیدن اینه، مخصوصاً در اروپا که کشش عرضه وجود داره، پس اگه کمیسیون زیادی بگیری، حجم عرضه تو کاهش پیدا میکنه.
اونها رایگان نبودن. ما هیچی از فروشنده نمیگیریم. در عوض، ما از افرادی که ارزش دریافت میکنن، درآمدزایی میکنیم. پس اگه تو خریدار هستی و میگی، اوه، من میخوام، من امانت میخوام چون مطمئن نیستم که بتونم اون رو برگردونم، و من میخوام، من نمیخوام، من میخوام که برام ارسال بشه و من میخوام پرداخت کنم و میخوام با کارت اعتباری پرداخت کنم به جای ملاقات در خیابان و پرداخت نقدی.
تو علاوه بر اون پرداخت خواهی کرد. و معمولاً اونها ۵٪ به علاوه یک هزینه ثابت، به علاوه هزینه حمل و نقل رو شارژ میکنن. پس عملاً ۹٪ از خریدار میگیرن. و بیشتر خریداران در کشورهایی که اونها نفوذ خوبی دارن، این کار رو انتخاب کردن. سپس علاوه بر اون، فروشندگان میتونن انتخاب کنن که قابل مشاهده باشن تا برای چند جایگاه اول پول پرداخت کنن، و بنابراین وقتی همه اینها رو با هم ترکیب میکنی، اونها میتونن نرخ دریافت مؤثری حدود ۱۰٪ داشته باشن.
همونطور که گفتم، ۱۰ میلیارد GMV و میلیاردها درآمد خالص، و بله، بسیاری از مردم در وینتد میفروشن یا لیست میکنن چون ترجیح میدن اون رو دور نندازن و یه خونه عالی براش پیدا کنن. پس اونها چیزها رو با ۳ دلار میفروشن، اما بیشتر مردم با ۳ دلار نمیفروشن. همونطور که گفتم، میانگین ارزش سفارش حدود ۴۰ هست.
و این هم منبع سرگرمیه و هم منبع درآمد و به مردم اجازه میده تا با یک اساس نسبتاً مؤثر، هزینه رو به گردش دربیارن یا تغییر بدن. اما اونها کمهزینهترین زیرساخت رو ساختن، هم در بخش توسعه نرمافزار، هم در بخش مراقبت از مشتری، هم در بخش حمل و نقل و هم در بخش پرداخت، که به اونها اجازه میده حتی با میانگین ارزش سفارش پایین هم پول دربیارن.
خب، پس شماره دو، از هوش مصنوعی برای سادهسازی لیستها استفاده کن. شماره سه، میتونی لیست خودت رو بهبود بدی. پس فقط این نیست که یه عکس بگیری و بعد لیست رو به دست بیاری، بلکه هوش مصنوعی واقعاً میتونه فکر کنه. باشه؟ این جواهراته. فقط یه عکس روی میز نمیگیری. اون تشخیص میده که در کدوم سمت میفروشی و پسزمینه رو تغییر میده.
پس گاهی اوقات فقط یه پسزمینه سفید ایجاد میکنه، اما گاهی اوقات اون رو در طبیعت یا در جایی دیگه قرار میده تا نرخ تبدیل رو افزایش بده. و بنابراین شرکتهایی مثل فوتوروم (PhotoRoom) وجود دارن که هم این کار رو برات انجام میدن و هم میتونن به بازارگاهها بفروشن تا کیفیت تصاویر رو برای بهبود نرخ تبدیل افزایش بدن.
باز هم، همه این چیزها کاملاً مثل کسب و کار تو هستن، مثل اینکه فقط رفتن به خارج از مرزها میتونه کسب و کار تو رو امروز ۳۰٪ افزایش بده. بهبود کیفیت لیستها، سادهسازی لیستها میتونه تعداد لیستهایی که امروز داری رو دو یا سه برابر کنه، درسته؟ پس این چیزی نیست که یک یا دو یا سه سال دیگه اتفاق بیفته.
این کاملاً به طرز خندهداری کسب و کار تو رو تغییر میده و نرخ فروش، نرخ بازدید به خرید تو رو از ۲٪ یا ۳٪ به طرز عظیمی تغییر میده. پس همه این چیزها اولویت اصلی هستن. اونها، چیزی که بیشترین منطق رو داره، چیزی که باید انجام بشه. شماره چهار، حالا، همه این کار رو انجام میدن اما استفاده کلیدی از هوش مصنوعی برای بهبود مراقبت از مشتری.
و بنابراین میبینی که ما در یک شرکت سرمایهگذاری کردیم، در واقع اسلاید بعدی به نام ایس ویوز (Ace Waves) هست. اونها سیرا (Sierra) برای بازارگاهها هستن. اونها در چندین بازارگاه ما ادغام شدن و هزینههای مراقبت از مشتری رو در شش ماه ۵۰، ۶۰٪ کاهش دادن. پس تو میتونی همزمان هزینههای مراقبت از مشتری خودت رو کاهش بدی و در عین حال NPS خودت رو بهبود بدی.
میدونی چی جالبه اینه که ما در واقع کاهش تقاضا برای برنامهنویسان رو نمیبینیم. ما در واقع فقط افزایش بهرهوری برنامهنویسان رو میبینیم. پس برنامهنویسان موجود بیشتر کار میکنن چون از کرسر (Cursor) و گیتهاب کوپایلوت (GitHub Copilot) استفاده میکنن و بنابراین خیلی سریعتر از قبل کدنویسی میکنن.
پس بهرهوری برنامهنویس خودت رو افزایش بده، هزینههای مراقبت از مشتری خودت رو کاهش بده، NPS خودت رو بهبود بده، از ابزارها برای بهبود بهرهوری خودت استفاده کن. و باز هم، در سه مورد اولی که بحث کردیم، ما حجم، درآمد و غیره رو افزایش میدادیم. اینجا ما هزینهها رو کاهش میدیم در حالی که NPS رو بهبود میدیم.
پنجمین مورد یک روند بزرگ دیگه در بازارگاهها اینه که حالا علاوه بر هر کمیسیونی که ممکنه برای خرید و فروش بگیری، مردم دارن تبلیغات میفروشن.
و تبلیغات یک محصول با حاشیه سود ناخالص ۹۵٪ هست. پس اگه به اینستاکارت (Instacart) نگاه کنی، بزرگترین بخش درآمد در واقع از برندهایی هست که برای اینکه برندشون اول نمایش داده بشه، تبلیغات میخرن، و این در آمازون هم درسته، دیگه منبع اصلی درآمد نیست، اما یک منبع درآمد چند میلیارد دلاری هست که فروشندگان موجود در آمازون یا جایگاههای اسپانسری رو میخرن تا خریداران ابتدا کالاهای اونها رو ببینن و اونها مایل هستن که به ازای درصد مشخصی از GMV پرداخت کنن.
حالا اونها، میتونه بر اساس CPM باشه. بر اساس CPC باشه، مهم نیست، اما مثل معادل GMV هست. پس در اینستاکارت، فکر میکنم حدود ۵٪ از GMV اونها از تبلیغات میاد، اما این اکثریت قریب به اتفاق سود هست چون این محصول با حاشیه ۹۵٪ هست در مقابل.
اگه کمیسیون روی تراکنشها میگیری، این یک محصول با حاشیه شاید ۵۰، ۶۰٪ هست چون هزینههای پردازش کارت اعتباری، برگشت کالا و غیره رو داری. پس ما سرمایهگذار در شرکتی به نام تاپسورت (Topsort) هستیم، و ما سرمایهگذار در همه شرکتهایی هستیم که اینجا برجسته میکنم. و تاپسورت اساساً تمام کارها رو انجام داده تا در واقع درآمد تو رو با فروش تبلیغات بهینه کنه و این در واقع پیچیدهتر از کاریه که فکر میکنی، چون اگه بر اساس CPC میفروشی. چیزی که برای اون بهینهسازی میکنی نه CBC هست و نه نرخ کلیک. در واقع CBC ضربدر نرخ کلیک هست. و بنابراین باید بفهمی کدوم تبلیغات خوب کلیک میشن و به طور خودکار تبلیغات درست رو اول قرار بدی و تاپسورت در کمک به بازارگاهها برای افزودن یک لایه درآمد تبلیغاتی به کسب و کارشون کار فوقالعادهای انجام میده.
و به هر حال، آینده بازارگاهها داشتن انواع بیشتری از جریانهای درآمدی هست، از تأمین مالی گرفته تا کمیسیون، تا شاید هزینههای لیست کردن، تا تبلیغات و غیره تا نرخ دریافت مؤثر تو نه خیلی بالا، اما به اندازه کافی بالا و به اندازه کافی سودآور باشه که بتونی کسب و کار رو مقیاسبندی کنی.
و آخرین مورد، باز هم تضمین شده نیست، اما موارد استفاده جالبی وجود داره که میتونی در واقع یک کالا رو ردیابی کنی. پس وقتی اون رو میخری، مدرک مالکیت داری، و بعد میتونی با یک کلیک اون رو در یک بازارگاه دیگه بفروشی، مدرک مالکیت رو به شخص دیگری منتقل کنی.
و بنابراین ما داریم میبینیم که این شروع شده. این یعنی اونها دارن در مورد اجباری کردن این در اروپا صحبت میکنن. اما ما داریم در موردش صحبت میکنیم، داریم میبینیم که این اتفاق میافته. شرکتهای مختلفی مثل تینگز (Tings)، که فکر میکنم در کشورهای نوردیک هست. به طور منظم، که اقتصاد چرخشی رو ایمنتر، قابل اعتمادتر میکنه، چون حالا میدونی، اوه، این در واقع مالک این کالا هست. و بعد، و وقتی تو، بعد مالکیت رو به دست میاری و این بهت سطح خاصی از اعتماد رو میده.
پس همه اینها رو گفتم که بگم، همونطور که گفتم، اگه امروز یه بنیانگذار بازارگاه بودم، به جای نگرانی، خودم رو در LLMها (مدلهای زبانی بزرگ) ایندکس میکردم. من به تمرکز و ساخت عرضه متفاوت، افزودن خدمات ارزش افزوده، و انجام کارهایی که LLMها مایل به انجام اونها نیستن، ادامه میدادم.
و بعد فوراً کارهایی مثل تجارت اصلی فرامرزی، لیستهای سادهشده، و کیفیت لیستینگ رو انجام میدادم. مراقبت از مشتری رو بهینه میکردم، برنامهنویسی رو بهینه میکردم، جریانهای درآمدی رو با تبلیغات اضافه میکردم و موتورهای توصیه داخلی میساختم و مقدار مشخصی AEO رو الان به دست میآوردم.
AEO، فروشندگان زیادی هستن که به وضوح خوب نیستن. افرادی که من بیشتر دوست دارم برای گرافیتهدکوارتر (Graphite HQ) هستن، فکر میکنم اونها دارن خودشون رو بازخوانی میکنن در حالی که ما صحبت میکنیم. و بنابراین تا جایی که به دنبال یک AEO خوب هستی، با گرافیتهدکوارتر صحبت کن و بله اونها میتونن کمک کنن. اما صرف نظر از این، خودت رو ایندکس کن. اما اجازه نده LLMها از تو برای دادههای آموزشی استفاده کنن.
این به پایان بازارگاهها در عصر هوش مصنوعی میرسه. اما چیزی که میخوام در موردش صحبت کنم، که تا حدودی نامربوط هست، اینه که چه نوع چیزهایی رو در این دنیای دیوانه هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردیم که هوش مصنوعی نیستن و بعضیها بازارگاه نیستن که هنوز فکر میکنم واقعاً جالب هستن.
در حالی که تمام اکسیژن هوا توسط هوش مصنوعی گرفته شده. پس چند مثال جالب پالماستریت (Palmstreet). پالماستریت یک تجارت زنده، پخش زنده ویدئو هست که بیشتر برای فروش گیاهان کمیاب استفاده میشه، و اونها خیلی سریع از صفر به بیش از ۱۰ میلیون در ماه رشد کردن. و یک منطق وجود داره.
پس تجارت زنده چیزیه که فقط برای مدت طولانی در چین کار میکرد، و مثل چیزهایی مثل تائوبائو (Taobao)، ۲۵٪ از تراکنشها کنگره بود و مردم اون رو نادیده گرفتن یا رد کردن به عنوان، اوه، این یک رفتار منحصر به فرد چینیه. اما در واقع دستهبندیهایی وجود داره که منطقی هست، درسته؟ اگه یک گیاه کمیاب میفروشی، که ارزش سفارش بالایی داره، میتونی تصور کنی که شنیدن داستان اینکه از کجا میاد، چطور ازش مراقبت کنی و غیره، خیلی منطقی هست.
و اونها به مخاطبانی از زنان ثروتمند و مرفه در دهههای ۲۰، ۳۰ و ۴۰ زندگیشون خدمات ارائه دادن که در واقع هر شش ماه مقدار قابل توجهی پول خرج میکنن. اونها این فروشگاههای حرفهای رو دارن که دو جریان در هفته انجام میدن، و هزاران و هزاران دلار در ماه میفروشن.
پس کسب و کار خیلی خوب پیش میره، کاملاً زیر رادار، و خیلی خوب رشد میکنه. اما باز هم، از ۱۰ میلیون به ۱۰۰ میلیون به یک میلیارد رشد نمیکنه، مثل کرسر (Cursor)، لاوبل (Lovable) و غیره. اما اینها چیزهایی هستن که کمکم دارن راههای جالبی برای حمله به رقبای فعلی میسازن.
مثل اتسی (Etsy) با رویکردهای متفاوت. یک شرکت بزرگ دیگه یا یک شرکت جالب دیگه که ما سرمایهگذاری کردیم. پس ادامه پخش زنده، پلتفرم یا دستهبندی تجارت زنده، واتنات (Whatnot)، بازیگر غالب در اینجا هست. اونها شماره یک، شرکت پخش زنده کالاهای کلکسیونی با میلیاردها GMV هستن.
و ما در تروفی (Troffee) سرمایهگذاری کردیم، که واتنات برای خاورمیانه هست. باز هم، روزهای اولیه هست، اما جالب.
و کانی، من کامنت تو رو دیدم. بذار برگردم تا مردم بتونن سوال رو ببینن. بله، واتنات لایو (Whatnot live) دقیقاً در این دستهبندی هست. فناتیکس (Fanatics) هم داره این دستهبندی رو راهاندازی میکنه، اونها با فناتیکس لایو (Fanatics live) خریدن، خیلی کوچکتر.
اونها یک شرکت رو خریدن تا این کار رو انجام بدن. پس واتنات قطعاً بازیگر غالب در این دستهبندی هست. حالا داریم میبینیم هم در حوزههای خاص و هم در مناطق جغرافیایی دیگه.
شرکت جالب بعدی. ما در این شرکت به نام گاراژ (Garage) سرمایهگذاری کردیم. پس گاراژ یک بازارگاه کامیون آتشنشانی و تجهیزات آتشنشانی هست.
و قبلاً اینطور بود که، در آمریکا، دپارتمانهای آتشنشانی به صورت محلی تأمین مالی میشن و محلههایی داری که ثروتمند هستن و کمکهای مالی زیادی دریافت میکنن و جدیدترین تجهیزات رو میخرن و بعد محلههای نسبتاً فقیری داری که تجهیزات واقعاً بدی دارن. و بنابراین قبلاً اینطور بود که مردم فقط در جاهایی مثل فیسبوک مارکتپلیس (Facebook marketplace) میفروختن.
کامیون آتشنشانی و کامیون آتشنشانی به طور متوسط حدود ۳۰ هزار دلار قیمت دارن. و چیزی که این بنیانگذار شگفتانگیز فهمید اینه که خب. برای باز کردن بازارگاه، من در واقع باید تحویل بدم، باید پیدا کنم، حمل و نقل، تضمین تحویل و غیره رو ادغام کنم. پس اونها کامیونهای آتشنشانی رو روی یک کفی که البته یک کفی خاص هست، میذارن و اونها رو به خریداران تحویل میدن.
و بنابراین اونها یک بازارگاه B2B برای کامیونهای آتشنشانی با میانگین ارزش سفارش ۳۰ هزار دلار ایجاد کردن، و به طور متوسط، هر کامیون آتشنشانی تقریباً ۲۰۰۰ مایل ارسال میشه. و بنابراین با ادغام لایه خدمات تونستن بازارگاه رو باز کنن. چیزهای جالب دیگه پیکل (Pickle). پیکل یک بازارگاه اجاره و قرض دادن لباسهای نسبتاً گرانقیمت همتا به همتا هست.
و قبلاً رنت د رانوی (Rent the Runway) رو داشتی، اما رنت د رانوی موجودی خودش رو داره. و مردم این ایده رو بارها امتحان کردن و هرگز کار نکرد. و هرگز کار نکرد چون زیرساخت لجستیک تجارت معکوس وجود نداشت که به اندازه کافی ارزان و کمهزینه باشه، و مردم به همدیگه اعتماد نمیکردن.
اما به اندازه کافی تبادل رفتاری از نظر افرادی که مایل به رانندگی توسط افراد دیگه مثل اوبر (Uber) هستن یا به خانههای مردم مثل ایربیانبی (Airbnb) میرن، که حالا زمانش فرا رسیده و لجستیک معکوس به اندازه کافی خوب کار میکنه که اونها یک بازارگاه اجاره همتا به همتا ایجاد کردن که خیلی خوب کار میکنه، مخصوصاً در شهرهایی که میخواستی عالی به نظر برسی و غیره.
لسآنجلس، نیویورک، البته میامی یا جاهایی که پیکل خوب کار میکنه و خیلی سریع رشد میکنه.
کلاچ (Clutch) کاروانا (Carvana) برای کانادا هست. پس کاروانا جالبه چون اونها از محبوبیت به، از صفر به قهرمان، دوباره به صفر، دوباره به قهرمان، دوباره به صفر رفتن، و حالا ارزشش حدود صد میلیارد هست.
ما هم در کاروانا کانادا سرمایهگذاری اولیه کردیم و هم بعداً سرمایه رو بازسازی کردیم، و اونها دارن عالی عمل میکنن، مثل یک میلیارد دلار فروش. اونها تازه یک دور سرمایهگذاری با ارزشگذاری بیش از یک میلیارد دلار رو به پایان رسوندن. و من بازار کانادا رو در واقع بیشتر از بازار آمریکا دوست دارم چون کارمکس (CarMax) وجود نداره. رقابتی وجود نداره.
پس اونها کاروانا کانادا هستن با سهم بازار کمتر از ۱٪ و بدون کارمکس. و بنابراین فکر میکنم اون شرکت قطعاً عالی عمل خواهد کرد.
شرکت جالب بعدی منوال (Manual). منوال مثل هیمز (Hims) یا تو هست. ترکیبی از داروهای ریزش مو، TRT و اختلال نعوظ. اونها در بریتانیا شروع کردن و در واقع بزرگترین بازار برزیل هست.
پس رو (Ro) یا هیمز (Hims) رو برای برزیل در بریتانیا در نظر بگیر. باز هم، بنیانگذاران شگفتانگیز هستن. اونها دارن در دستهبندیهای مختلف راهاندازی میکنن. اونها در آینده با مهارکنندههای GLP-1 مثل اوزمپیک (Ozempic) پیش خواهند رفت. شرکت شگفتانگیز. همچنین فوقالعاده خوب عمل میکنه. پس همه این شرکتها، به هیچ وجه هوش مصنوعی نیستن، مگر اینکه همه اونها از هوش مصنوعی استفاده میکنن.
و این نکتهای بود که میخواستم بگم، از هوش مصنوعی برای کارآمدتر بودن، برای افزایش درآمد، برای رفتن به خارج از مرزها و غیره استفاده کن. منهای شرکتی که من به ساختش کمک کردم، ما داراییهای مالی رو توکنیزه میکنیم و بسیاری از اونها داراییهای مالی آمریکا هستن. پس پساندازهای نوع آمریکایی رو به بقیه دنیا میآریم، درسته؟
اگه در آرژانتین یا ونزوئلا یا آفریقا هستی، واقعاً به محصولات مالی آمریکا دسترسی نداری. نمیتونی یک حساب در چارلز شواب (Charles Schwab) باز کنی و اغلب ریسکهای دلخواه، مصادره داراییهات رو داری. تورم بالایی داری، و بنابراین ما فعلاً یک پایه دلار آمریکا، و در نهایت سایر ارزها، محصولات سرمایهگذاری رو بهت میدیم. پس ما محصولات سرمایهگذاری رو توکنیزه میکنیم تا بهت بازده و پسانداز در فرصتهای سرمایهگذاری در سراسر جهان رو بدیم. مورد استفاده اصلی در حال حاضر در واقع بیشتر، نه کاملاً دیجن (Degen)، بلکه سرمایهگذاران پیچیدهتر با ریسک کمتر که بازده نسبتاً بالا با ریسک پایین میخوان و میتونن اون رو تکرار کنن.
اما در بلندمدت ایده اینه که دسترسی به سرمایهگذاریها و پساندازها رو در سطح جهانی دموکراتیزه کنیم. شرکت جالب دیگه اینه که ما در بوم سوپرسونیک (Boom Supersonic) سرمایهگذاری کردیم. پس ما بوم رو در YC در روزهای اولیه دیده بودیم. و بعد دلایل زیادی وجود داشت که منطقی نبود، درسته؟ مثل اینکه به مجوز نیاز داشتی، اجازه نداشتی پرواز مافوق صوت بر فراز آمریکا داشته باشی، به قانونگذاری نیاز داشتی که تغییر کرد و غیره. پس ما چند سال پیش سرمایهگذاری کردیم، شاید زمانی که یک نقطه عطف وجود داشت و این یک نقطه عطف دوگانه بود. آمریکا داشت قانون رو تغییر میداد تا پرواز مافوق صوت بر فراز آمریکا رو مجاز کنه و در عین حال اونها فهمیدن که میتونن از موتور خاص خودشون برای تأمین انرژی مراکز داده استفاده کنن و شروع به گرفتن قراردادهای بزرگ برای تأمین انرژی مراکز داده هوش مصنوعی کردن.
و بنابراین ما در آن زمان سرمایهگذاری کردیم، درست زمانی که کسب و کار در حال تغییر بود. بیس پاور (Base Power)، که به عنوان یک شرکت نوظهور برق با پشتیبان باتری خانگی عالی عمل میکرد، احتمالاً داغترین شرکت در حوزه انرژی. ما در یک نئوبانک (Neobank) در مکزیک سرمایهگذاری کردیم، که توسط بنیانگذاران سابق یک فینتک شگفتانگیز در روسیه اداره میشه، که البته روسیه رو ترک کردن تا این کار رو انجام بدن، و کاملاً عالی عمل میکنه.
و چیزی که در مورد این نوع شرکتها جالبه اینه که اونها در نهایت خیلی بزرگتر از چیزی میشن که میتونی تصور کنی. مثل اینکه اونها در بسیاری از حوزههای مالی مختلف برنده میشن. پس به نیوبانک (Nubank) در برزیل یا رولوت (Revolut) در اروپا نگاه کن، و اینها شرکتهای ۵۰ میلیارد دلاری و بیشتر هستن. و پلاتا (Plata) شانس انجام این کار رو برای مکزیک داره.
نومرای (Numerai)، که در واقع هوش مصنوعی هست، مثل یک صندوق پوشش ریسک که توسط تودهها ساخته شده، جایی که مردم مدلهای مختلف خودشون رو آپلود میکنن و بعد به افرادی که مدلها رو آپلود میکنن بر اساس بازده ایجاد شده پرداخت میکنن و اون هم خیلی خوب عمل میکنه. و ما در سوموس (Somos) هستیم، که یک ارائهدهنده فیبر زیرساخت سبک دارایی کمهزینه در کلمبیا هست.
در کلمبیا، اونها در مدئین (Medellín) شروع کردن، در کشوری که بسیاری از چیزها خراب هستن و اونها کمترین هزینههای نصب فیبر رو در جهان دارن، فوقالعاده خوب عمل میکنن و مثل دیوانهها رشد میکنن. پس من چیزهای فوقالعاده سرگرمکننده زیادی رو میفروشم که در حال وقوع هستن، سرمایهگذار در پِر (Pair) هستیم، که اساساً به مردم کمک میکنه تا بفهمند با هوش مصنوعی در انواع مختلف شرکتها چه کاری باید انجام بدن.
و بعد فلیکوئید (Fleequid)، که یک بازارگاه اتوبوس دستدوم B2B در اروپا هست. پس، چیزهای جالب زیادی خارج از دنیای مدلهای بنیادی و LLMها در حال وقوع هستن و در واقع، همه اینها از هوش مصنوعی برای انجام بهتر و جالبتر کارها استفاده میکنن. این بهت هم حسی از کاری که بازارگاهها در عصر هوش مصنوعی انجام میدن، و هم چیزهای جالبی که خارج از مدلهای اصلی LLM، که همه در موردش صحبت میکنن، در حال وقوع هستن، میده.
برای یک ثانیه اینجا مکث میکنم. ببینم کسی سوالی داره یا نه و اگه نه، این پخش رو به پایان میرسونم. پخش بعدی، که فکر میکنم هفته آینده انجام بدم، به هر حال، یک جلسه «هرچه میخواهی بپرس» خواهد بود. پس احتمالاً پنجشنبه آینده ظهر که در مورد هر چیزی که شما سوال دارین در مورد اتفاقات بزرگ دنیا صحبت خواهیم کرد.
پس با این، این پخش رو به پایان میرسونم. ممنون که این هفته به ما پیوستید، و هفته آینده میبینمتون.